بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

640

خلاصة التجارب ( طبع قديم )

كه ابريشم را بر روى طبقى سخت گرم نهند و ابريشم را بران مىگردانند تا بنكو خشك شود و بوى آن قريب ببويهاى خيز بريان كه مىماند باشد چون بسايند سحق گردد و انگاه بردارند سوختن صدف چنان بود كه آن را بر سر انگشت تافته نهند و بآهستگى باد بران مىدمند تا از وضع خود بگردد و آثار سوختگى قريب بمكلس شدن در ان پديد آيد و سحق نيكو قبول كند انگاه بردارند خشك كرده به كار دارند سائيدن سنكهيا چنان بود كه آنچه صلب بود به آتش آن را بتابند و در آب يا در آب آهك اندازند چند نوبت تا چنان شود كه شقوق پيدا كند و بر وى منفطر گردد انگاه سحق كنند و آنچه صلايه كردنى باشد از جواهر صلبيه و غير صلبيه بعد از سحق با آب عرقها يا غير آن بر سر سنگ سماق صلايه نمايند بمرار تا نيك سوده شود سحق طلا چنان بود كه درون بوته بمردار سنگ بيندايند و طلا را اندر ان بگدازند مكررا تا ببوى آن مرتك طلا شكننده گردد پس سحق‌كننده اگر براده سازند يا نيك شكننده و بر طبق طمع كنند و در چينى صلايه كنند تا نيك نرم شود انگاه در بوته كنند و بر سر آتش نهند تا گرم شود در ليفها برود و طلا بماند و خاك نرم هم نيكو بود سحق نقره چنان بود كه بوته را بسفيداب قلعى بيندازند و نقره را چند كرت اندر ان اندازند تا شكننده گردد پس سحق كنند و اگر بدستور مذكور طمع كنند هم نيكو بود و سحق باقى جسدها در كشتن اجساد مذكوره ملعبه لاجورد چنان بود كه نرم سائيده آن را با آب صلايه كنند تا نيكو نرم و هموار گردد انگاه آن را خشك كرده بروغن سندروس بسرشند و عجلتى سازند انگاه آهسته‌آهسته در آب گرم مىمالند و آنچه از وى در آب مىآيد مىگيرند و هرگاه ديدند كه در روغن و آب چيزى برنمىآيد و جز چركهاى آن چيزى ظاهر نيست دست بازدارند و آن آب را ته نشان كنند و لاجوردها را خشك كرده به كار دارند و ازين جمله آنچه از سر آب آن گيرند نيكو بود نبته آينه فرنگ آنچه مغشوش بود هم بدستور لاجورد باشد و آنچه از جمله غير مغشوش باشد صلايه نيكو و سراب آن گرفته كافى بود جهت استعمال برين قياس بود در سائر سنگها طلا مغشوش بخلاص بود آن‌چنان باشد كه نخست طلا را بمطرقه چندان بر روى سندان بكوبند كه همچون كاغذ تنك گردد و در اثناى كوفتن هر لحظه ببايد و تنكه آن را تافتن تا بهتر فرمان برد و بعده كوزه بگيرند از گل سرخ و ضخم كه قوت آتش داشته باشد و آجر را نرم بكوبند يا سدس آن نمك طعام و آن ورقها را با آب تر كنند